یادم باشد فردا به قیافه ی پدر و مادرم دقیق نگاه کنم
یادم باشد سهمیه ی کتاب خوانی ام را تمام کنم
یادم باشد فردا به رژیمم پایبند بمانم
یادم باشد فردا به مهدیه که سراغم را گرفته بود سر بزنم
یادم باشد فردا برای ابوالفضل کلوچه ببرم
یادم باشد فردا دست از سرزنش خودم بردارم
یادم باشد فردا دعا کنم برای همسایه بغلی برای همسایه کوچه ی بعدی برای بچه های معصوم برای برادرم برای سلامتی مادرم برای اینکه شب ها بخوابم
یادم باشد فردا برای شام کوکو سبزی مشتی با گردو و زرشک درست کنم و از برادرزاده ی بی بابایم دعوت کنم که این روزها در خانه تک و تنهاس
یادم باشد فردا به پریسا زنگ بزنم تا یک عکس از دستهای کوچک علیرضایش برایم بفرستد
یادم باشد فردا آدم خوبی باشم
یادم باشد فردا خیلی زیاد خیلی بیشتر از همیشه خدارا شکر کنم که هرشب موقع بی خوابی ها می آید و بغلم می کند می نشیند کنارم زمزمه می کند که درست می شود که توکل کن که بغض های دم به دمت را خریدارم که صبر داشته باش صبر داشته باش
خدایا شکرت